عبد الرضا سالار بهزادى

110

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ايران كه ظاهرا با همين دستور العمل به اين مأموريت اعزام شده بود ، از به دو ورود به تهران بناى بدرفتارى با دولت ايران را گذارد و سرانجام موضوع ميرزا هاشم خان نورى را دستاويز قرار داده ، به شاه نامه‌هاى توهين‌آميز نوشت و بالاخره دولت انگليس رسما با ايران قطع رابطه نمود و مورى از ايران رفت . 180 ميزان بىاحترامى و توهينى را كه وزيرمختار در اين هنگام به احتمال زياد عمدا و به موجب مأموريت خود حتى نسبت به شاه ايران رواداشته است مىتوان از نامهء ناصر الدين شاه به صدراعظم به تاريخ 20 ربيع الاول 1272 مطابق با اول دسامبر 1855 دريافت . شاه در اين نامه مىنويسد : « شب گذشته تا كاغذ وزيرمختار انگليس را خوانديم از بىادبى و بىمعنى و بىباكى او خيلى تعجب كرديم كه اينطور جسورانه نوشته است ، و كاغذى را هم كه قبلا نوشته بود خيلى خودسرانه و بىادبانه بود . به علاوه ما مكرّر شنيده‌ايم كه در منزل خود هميشه از ما بدگويى مىكند . . . اينك جسارت نموده در كاغذ رسمى مىنويسد . . . از زمان شاه سلطان حسين كه ايران در آن تاريخ به منتها درجهء هرج‌ومرج رسيده بود تا به امروز كسى قادر نبوده ، ولو يك دولتى يا نمايندهء آن ، مرتكب چنين اسائه ادبى نسبت به شهريار ايران بشود ؛ حال مگر چه شده است كه وزيرمختار احمق اينطور جسورانه رفتار مىكند ؟ . . . اينك به شما امر مىكنم تا بدانيد و وزراء مختار [ ديگر كشورها ] را هم اطلاع بدهيد كه تا خود ملكهء انگلستان عذرخواهى كاملى از بىادبى و جسارت نمايندهء خود نكند ، ما هرگز راضى نخواهيم شد نمايندهء احمق ملكه را در دربار خود بپذيريم . . . هرگاه اين عذرخواهى صورت نگيرد هيچ وزيرى را از انگلستان نخواهيم پذيرفت . » 181 بىمناسبت نيست كه به آنچه هم منابع انگليسى در اين‌باره نوشته‌اند اشاره‌اى بكنيم . ماركام انگليسى در اين‌باره مىنويسد : « . . . ميستر موره سفير انگليس شخصى با قابليت و با اطلاع بود و چندين سال به قنسولگرى دولت انگليس مأمور مصر بود و در آنجا زبان عربى و فارسى تحصيل كرده بود . . . ميستر موره هرقدر [ دربارهء اعزام سپاه از طرف ايران به سوى هرات ] به صدراعظم شكايت كرد فايده نبخشيد و به مطالب او گوش ندادند و به علاوه اسباب كدورت سفير انگليس را فراهم كردند و همان قسم كه به ميستر مكنيل سفير انگليس در عهد سلطنت محمّد شاه بىاحترامى نموده بودند به ميستر موره نيز رفتار كردند و اشخاصى كه در تحت حمايت سفارت انگليس بودند به حكم صدراعظم گرفته و به حبس‌خانه مىبردند ، 182 و متدرجا در كوچه و بازار به شخص سفير بد مىگفتند و دشنام مىدادند و به هيچ وجه ترضيه نمىخواستند و عذرخواهى از او را مضايقه مىكردند . آخر الامر ميستر موره جامهء صبر را بدريد و در ماه قوس سنهء 1272 هجرى بيرق سفارتخانهء انگليس را فروگذاشت و به عزم مراجعت به انگلستان به بغداد سفر نمود . » 183 جالب توجه است كه كاپيتان هنت انگليسى در تاريخچه‌اى كه از سوابق اختلافات ايران و انگليس بر سر هرات يكى دو سال پس از وقايع مورد بحث به رشتهء تحرير درآورده ، اسنادى ارائه مىدهد كه به موجب آنها هردو دولت ايران و انگليس ماجراى ميرزا هاشم خان و عيالش را مربوط به نقشه‌هاى طرف مقابل در مورد هرات